تبلیغات در ارم بلاگ

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» حکایت ( گلستان سعدی )

هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده بودم ،مگر وقتی که پایم برهنه مانده بود و استطاعت پای پوشی نداشتم  به جامع کوفه درآمدم دلتنگ یکی را دیدم که پای نداشت سپاس نعمت حق بجای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم.

مرغ بریان به چشم مردم سیر   کمتر از برگ تره بر خوان است

وانکه را دستگاه و قوت نیست    شلغم پخته مرغ بریان است


بازدید سایت خود را میلیونی کنید
فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ساخت وبلاگ حقوقی   |   Telegram SMM Panel   |   خرید آنتی ویروس   |   مودم اینترنت   |   ساخت وبلاگ  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله