» در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم،هر یک بتر از دیگر

من بیخود و تو بیخود (من مست و تو دیوانه) ما را کی برد خانه

من چند تو را (صد بار تو را) گفتم کم خور دو سه پیمانه

در شهر یکی کس را هشیار نمی‌بینم

هر یک بتر از دیگر شوریده و دیوانه

جانا به خرابات آ تا لذت جان بینی

جان را چه خوشی باشد بی‌صحبت جانانه

هر گوشه یکی مستی دستی ز بر دستی

و آن ساقی هر هستی با ساغر شاهانه

تو وقف خراباتی دخلت می و خرجت می

زین وقف به هشیاران مسپار یکی دانه

ای لولی بربط زن تو مستتری یا من

ای پیش چو تو مستی افسون من افسانه

از خانه برون رفتم مستیم به پیش آمد

در هر نظرش مضمر صد گلشن و کاشانه

چون کشتی بی‌لنگر کژ می‌شد و مژ می‌شد

وز حسرت او مرده صد عاقل و فرزانه

 

فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  ساخت وبلاگ تبلیغاتی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


نمایندگی پکیج بوتان در شیراز - 09177148335 نمایندگی پکیج بوتان در شیراز - 09177148335 مشاهده