خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


دیوان شمس


گفتم كه بنما نردبان تا بر روم بر آسمان

گفتم كه بنما نردبان تا بر روم بر آسمان

امروز دیدم یار را آن رونق هر كار راخورشید از رویش خجل گردون مشبک همچو دلاز تابش او آب و گل افزون ز آتش در ضیاگفتم كه بنما نردبان تا بر روم بر آسمانگفتا سر تو نردبان سر ر...

نظر ۰ بازدید ۱۲۷۵
ره آسمان درون است، پَر عشق را بجنبان

ره آسمان درون است، پَر عشق را بجنبان

هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد، چو بدن گران نمانددل و جان به آب حکمت، ز غبارها بشوییدهله تا دو چشم حسرت، سوی خاک‌دان نماندنه که هر چه در ج...

نظر ۰ بازدید ۷۸۶
این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام

این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌ام

این بار من یک بارگی در عاشقی پیچیده‌اماین بار من یک بارگی از عافیت ببریده‌امدل را ز خود برکنده‌ام با چیز دیگر زنده‌امعقل و دل و اندیشه را از بیخ و بن سوزیده‌امای مر...

نظر ۰ بازدید ۷۰۴
کشتی چو به دریای روان میگذرد

کشتی چو به دریای روان میگذرد

کشتی چو به دریای روان میگذردمی‌پندارد که نیستان میگذردما میگذریم ز این جهان در همه حالمی‌پندارم کاین جهان میگذرد مولوی-دیوان شمس

نظر ۰ بازدید ۹۲۵
بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد - مولوی

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمد - مولوی

بگذشت مه روزه عید آمد و عید آمدبگذشت شب هجران معشوق پدید آمدآن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شدمعشوق تو عاشق شد شیخ تو مرید آمدشد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمدشد سنگ و گ...

نظر ۰ بازدید ۵۱۴
آمد رمضان و عید با ماست

آمد رمضان و عید با ماست

آمد رمضان و عید با ماستقفل آمد و آن کلید با ماستبربست دهان و دیده بگشادوان نور که دیده دید با ماستآمد رمضان به خدمت دلوان کش که دل آفرید با ماستدر روزه اگر پدید شد رنجگ...

نظر ۰ بازدید ۳۱۵
این دَم که نشَسته‌ایم با هم ...

این دَم که نشَسته‌ایم با هم ...

ما صحبتِ همدگر گُزینیمبر دامنِ همدگر نِشینیمیاران، همه پیش‌تر نِشینیدتا چهرۀ همدگر ببینیمما را ز درون موافقت‌هاستتا ظَن نَبَری که ما همینیماین دَم که نشَسته‌ایم ...

نظر ۰ بازدید ۳۰۸
اول به هزار لطف بنواخت مرا

اول به هزار لطف بنواخت مرا

از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ماآمد به فغان ز دست ما ساغر مااز بسکه همی خوریم می بر سر میما در سر می شدیم و می در سر مااز حال ندیده تیره ایامان رااز دور ندیده دوزخ آشامان راد...

نظر ۰ بازدید ۵۷۷
هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

هله هشدار که با بی‌خبران نستیزیپیش مستان چنان رطل گران نستیزیگر نخواهی که کمان وار ابد کژ مانیچون کشندت سوی خود همچو کمان نستیزیگر نخواهی که تو را گرگ هوا بردردچون ت...

نظر ۰ بازدید ۳۴۷
جودت همه آن کند که دریا نکند

جودت همه آن کند که دریا نکند

جودت همه آن کند که دریا نکنداین دم کرمت وعده به فردا نکندحاجت نبود از تو تقاضا کردنکز شمس کسی نور تقاضا نکندمولوی،دیوان شمس

نظر ۰ بازدید ۳۸۷
آن دَم کآفتابِ او روزی و نور میدهد

آن دَم کآفتابِ او روزی و نور میدهد

چند گریزی ای قَمَر، هر طرفی ز کویِ من؟صیدِ توایم و مُلْکِ تو، گر صَنَمیم و گر شَمَنهر نفَس از کرانهیی، یاد کنی بهانهییهر نفَسی بُرون کَشی از عَدَمی هزار فَنگر چه کثیف...

نظر ۰ بازدید ۷۸۷
مولوی | تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین

مولوی | تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بین

تو سبب سازی و دانایی آن سلطان بینآنچ ممکن نبود در کف او امکان بینآهن اندر کف او نرمتر از مومی بینپیش نور رخ او اختر را پنهان بیننم اندیشه بیا قلزم اندیشه نگرصورت چرخ ب...

نظر ۰ بازدید ۱۳۹۱
کیمیا آمد و غمها همه شادیها شد

کیمیا آمد و غمها همه شادیها شد

هله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیمنفسی در نظر خود نمکان شور کنیمهله خیزید که تا مست و خوشی دست زنیموین خیال غم و غم را همه در گور کنیموهم رنجور همی دارد ره جویان راما خ...

نظر ۰ بازدید ۵۷۵
زهی چشم و چراغ دل زهی چشمم به تو روشن

زهی چشم و چراغ دل زهی چشمم به تو روشن

خرامان می روی در دل چراغ افروز جان و تنزهی چشم و چراغ دل زهی چشمم به تو روشنزهی دریای پرگوهر زهی افلاک پراخترزهی صحرای پرعبهر زهی بستان پرسوسنز تو اجسام را چستی ز تو ا...

نظر ۰ بازدید ۹۰۷
همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم

همه جمال تو بینم چو چشم باز کنم

همه جمال تو بینم چو چشم باز کنمهمه شراب تو نوشم چو لب فراز کنمحرام دارم با مردمان سخن گفتنو چون حدیث تو آید سخن دراز کنمهزار گونه بلنگم به هر رهم که برندرهی که آن به سو...

نظر ۰ بازدید ۶۹۷
نفسی همره ماهم نفسی مست الهم ...

نفسی همره ماهم نفسی مست الهم ...

چه کسم من چه کسم من که بسی وسوسه مندمگه از آن سوی کشندم گه از این سوی کشندمز کشاکش چو کمانم به کف گوش کشانمقدر از بام درافتد چو در خانه ببندممگر استاره چرخم که ز برجی سو...

نظر ۰ بازدید ۷۶۱
راز من

راز من

آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنیو آن شه بی‌نشانه را جلوه دهی نشان کنیدوش خیال مست تو آمد و جام بر کفشگفتم می نمی‌خورم گفت مکن زیان کنیگفتم ترسم ار خورم شرم بپرد از...

نظر ۰ بازدید ۵۸۱
اندیشه ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد

اندیشه ات جایی رود وآنگه تو را آن جا کشد

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شوو اندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شوهم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کنوآنگه بیا با عاشقان هم خانه شو هم خانه شورو سینه را چ...

نظر ۰ بازدید ۱۰۴۶۹
  جانِ جان

جانِ جان

آنک بی‌باده کند جان مرا مست کجاستو آنک بیرون کند از جان و دلم دست کجاستو آنک سوگند خورم جز به سر او نخورمو آنک سوگند من و توبه‌ام اشکست کجاستو آنک جان‌ها به سحر نعره ...

نظر ۰ بازدید ۶۱۶
سخن عشق ...

سخن عشق ...

وای آن دل که بدو از تو نشانی نرسدمرده آن تن که بدو مژده جانی نرسدسیه آن روز که بی‌نور جمالت گذردهیچ از مطبخ تو کاسه و خوانی نرسدوای آن دل که ز عشق تو در آتش نرودهمچو ز...

نظر ۰ بازدید ۴۶۹




۱۲۳




medca360Cosmetic surgery in iran
اخبار سئو و گوگلجدیدترین اخبار سئو و گوگل [اینستاگرام]

  Telegram Premium SMM Panel   |   خرید آنتی ویروس   |   ساخت وبلاگ   |   میزان بلاگ   |   روانشناس ایرانی در لندن   |   خرید کتراک   |   خدمات کابل کشی شبکه  


✕ تقویت سئوی سایت با بک‌لینک قوی تقویت سئوی سایت با بک‌لینک قوی مشاهده