تو عزیزتر از چشم در سَری
سعدی
بارها روی از پریشانی به دیوار آورم
ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست
سعدی
دانی که چیست دولت
دیدار یار دیدن ...
حافظ
گر چه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید
هیچ راهی نیست کان را نیست پایان
غم مخور!
حافظ
بیا!
که بی تو به جان آمدم ز غمناکی...
حافظ
با دوست ، کنجِ فقر ، بهشتست و بوستان
بی دوست ، خـاک بر سرِ جاه و توانگری
سعدی
نه در برابر چشمی
نه غایب از نظری
حافظ