خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی

سعدی چه کنی شکایت از دوست

سعدی چه کنی شکایت از دوست

فریاد من از فراق یار است وافغان من از غم نگار است بی روی چو ماه آن نگارین رخسارهٔ من به خون نگار است خون جگرم ز فرقت تو از دیده روانه در کنار است ...

نظر ۰ بازدید ۷۷۰
در عشق و مستی و شور

در عشق و مستی و شور

تو را عشق همچون خودی ز آب و گل رباید همی صبر و آرام دل به بیداریش فتنه برخد و خال به خواب اندرش پای بند خیال به صدقش چنان سرنهی بر قدم که بینی جهان ب...

نظر ۰ بازدید ۴۸۲
در وصفِ

در وصفِ "تو" حیرانم...

در دامِ "تو" محبوسم...در دستِ "تو" مغلوبم...وز ذوقِ "تو" مدهوشم...در وصفِ "تو" حیرانم...سعدی

نظر ۰ بازدید ۳۶۰
معشوقه...

معشوقه...

غيرَت نگذارد كه بگويم كه مرا كشت!تا خلقندانندكه معشوقهچه نام استسعدی سَعدیاَز جورِ فِراقَتهَمه رُوز اِین می‌گفتعَهد بِشکَستی و مَن بَر سَرِ پِیمان بُودَم

نظر ۰ بازدید ۴۶۰
که فردا روز دیگریست ...

که فردا روز دیگریست ...

میان خورشیدهای همیشهزیبایی تو لنگریستنگاهت،شکست ستمگریستو چشمانتبا من گفتندکه فرداروز دیگریست

نظر ۰ بازدید ۴۰۷
زادروز ملک الشعرای بهار ...

زادروز ملک الشعرای بهار ...

شعر دانی چیست‌ مرواريدی از دریای عقلشاعر آن‌ افسونگری کاین ‌طرفه‌ مروارید سفتشعر آن باشد که خیزد از دل و جوشد ز لبباز در دل‌ها نشیند هر کجا گوشی شنفتای &

نظر ۰ بازدید ۵۱۱
با بخت جدل نمی‌توان کرد ...

با بخت جدل نمی‌توان کرد ...

بعد از طلب تو در سرم نیستغیر از تو به خاطر اندرم نیستره می‌ندهی که پیشت آیموز پیش تو ره که بگذرم نیستمن مرغ زبون دام اُنسمهرچند که می‌کشی، پرم نیستگر چون تو پری در...

نظر ۰ بازدید ۷۰۴
نه طريق دوستان است و نه شرط مهربانى ...

نه طريق دوستان است و نه شرط مهربانى ...

چه كسى كه هيچ كس را به تو بر نظر نباشدكه نه در تو بازماند، مگرش بصر نباشد؟نه طريق دوستان است و نه شرط مهربانىكه ز دوستى بميريم و تو را خبر نباشد...مكن! ار چه مي‌توانى ك...

نظر ۰ بازدید ۲۶۴
حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی

حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی

آرزو می‌كندم با تو دمی در بُستانيا به هر گوشه كه باشد،كه تو خود بُستانیسعدی_جان دوست دارم که کست دوست ندارد جز من‎حیف باشد که تو در خاطر اغیار آیی سعدی

نظر ۰ بازدید ۵۵۰
سعدی ...

سعدی ...

هزار صبح برآیدهمان نخستینی...سعدی

نظر ۰ بازدید ۳۸۴
به لب رسید جانم !

به لب رسید جانم !

به کمال عجز گفتم: که به لب رسید جانم !به غرور و ناز گفتی: تو مگر هنوز هستی...!؟فروغی بسطامی

نظر ۰ بازدید ۳۵۲
چو شهر عشق من شهری ندیدم ...

چو شهر عشق من شهری ندیدم ...

سفر کردم به هر شهری دویدمچو شهر عشق من شهری ندیدمندانستم ز اول قدر آن شهرز نادانی بسی غربت کشیدممولانا

نظر ۰ بازدید ۴۹۸
چون نباشد عشق را پروای او

چون نباشد عشق را پروای او

هر که او از هم‌زبانی شد جدا بی زبان شد گرچه دارد صد نوا چونک گل رفت و گلستان درگذشت نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت جمله معشوقست و عاشق پرده‌ای زن...

نظر ۰ بازدید ۱۴۶۹
دو چشم مست تو ...

دو چشم مست تو ...

دو چشم مست تو کز خواب صبح برخیزندهزار فتنه به هر گوشه‌ای برانگیزندتو قدر خویش ندانی ز دردمندان پرسکز اشتیاق جمالت چه اشک می‌ریزند...سعدی جانسخت به ذوق می دهد باد ...

نظر ۰ بازدید ۳۹۰
 نباشد همی نیک و بد پایدار...

نباشد همی نیک و بد پایدار...

نباشد همی نیک و بد پایدار همان به که نیکی بود یادگار دراز است دست فلک بر بدی همه نیکویی کن اگر بخردی چو نیکی کنی، نیکی آید برت بدی را بدی باشد اندر خورت فردوس...

نظر ۱ بازدید ۲۶۶۶
فریدون مشیری ...

فریدون مشیری ...

این منم تنها و حیران، نیمه شب ؛کرده ام همراز خودمهتاب را…گویم امشب بینم آن گل را به خواب؟من مگر در خواب بینم خواب را...

نظر ۰ بازدید ۳۹۵




۱
 ... 
۱۸۱۹۲۰۲۱۲۲
 ... 
۴۸




medca360Cosmetic surgery in iran
لینک پرومکسثبت لینک در پست های رتبه دار گوگل

  میزان بلاگ   |   Telegram Premium SMM Panel   |   خرید کتراک   |   ساخت وبلاگ   |   خرید آنتی ویروس   |   خدمات کابل کشی شبکه   |   روانشناس ایرانی در لندن