خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


گزیده اشعار


 بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها

بی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌ها

وقتی دل سودایی می‌رفت به بستان‌هابی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان‌هاگه نعره زدی بلبل گه جامه دریدی گلبا یاد تو افتادم از یاد برفت آن‌هاای مهر تو در دل‌ها وی ...

نظر ۰ بازدید ۵۴۱
سعدی ...

سعدی ...

که بی روی تو آرامم نیست؟!سعدی جانمان

نظر ۰ بازدید ۴۸۹
تو در خانه‌ی مایی ...

تو در خانه‌ی مایی ...

«کُشتنِ شمع چه حاجت بود از بیمِ رقیبانپرتو رویِ تو گوید که تو در خانه‌ی مایی» سعدی

نظر ۰ بازدید ۳۹۳
یادِ تو مصلحتِ خویش ببُرد از یادم...

یادِ تو مصلحتِ خویش ببُرد از یادم...

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی،یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی...سعدی هرگز وجود حاضر غایب شنیده‌ای؟من در میان جمع و دلم جای دیگر استسعدی یادِ تو مصلحتِ خ...

نظر ۰ بازدید ۳۶۸
بی تو سر گردانتر از نسیم سحرم

بی تو سر گردانتر از نسیم سحرم

بی تو سر گردانتراز نسیم سحرماز نسیم سحر سرگردانبی سرو سامانبی تو اشکمدردمآهمآشیان برده ز یادمرغ درمانده به شب گمراهمبی تو خاکستر سردمخاموش

نظر ۰ بازدید ۴۱۹
سعدی ...

سعدی ...

دست به بند می دهم گر تو اسیر می بری... سعدی

نظر ۰ بازدید ۳۵۰
کمال دوست ...

کمال دوست ...

صبحی مبارکست نظر بر جمال دوست بر خوردن از درخت امید وصال دوست بختم نخفته بود که از خواب بامداد برخاستم به طالع فرخنده فال دوست از دل برون شو ای غم دنی...

نظر ۰ بازدید ۴۴۷
سعدی شیرازی

سعدی شیرازی

یار گرفته‌ام بسیچون تو ندیده‌ام کسی ***عیب‌ت آن‌ستکه هر روز به طبعی دگری***یار آن حریف نیست که از در درآیدمعشق آن حدیث نیست که از دل برون شود...سعدی

نظر ۰ بازدید ۴۰۲
ماجرای عشق

ماجرای عشق

فرهاد را چو بر رخ شیرین نظر فتاد دودش به سر آمد و از پای در فتاد مجنون ز جام طلعت لیلی چو مست شد فارغ ز مادر و پدر و سیم و زر فتاد رامین چو اختیار ...

نظر ۰ بازدید ۴۶۱
حکایت ( بوستان سعدی )

حکایت ( بوستان سعدی )

کسی گفت پروانه را که ای حقیر برو دوستی در خور خویش گیر رهی رو که بینی طریق رجا تو و مهر شمع از کجا تا کجا تو را کس نگوید نکو میکنی که جان در سر کار او میکنی نگه کن که پ...

نظر ۰ بازدید ۴۹۳
هزار عهد بکردم که گرد عشق نگردم

هزار عهد بکردم که گرد عشق نگردم

هزار عهد بکردم که گرد عشق نگردم همی برابرم آید خیال روی تو هر دم نخواستم که بگویم حدیث عشق و چه حاجت که آب دیده سرخم بگفت و چهره زردم هر آنکسم که نصیحت همی کند به صب...

نظر ۰ بازدید ۵۵۰
سعدی

سعدی

تو کافتاب زمینی به هیچ سایه مروسعدی جواب نامه‌ام از بسز جانان دیر می آید جوان گر می رود قاصدز کویش پیر می‌آید!معلوم شبستری

نظر ۰ بازدید ۴۷۴
سعدی

سعدی

هر شاهدی که در نظر آمد به دلبری در دل نیافت راه که آنجا مکان توست...سعدی

نظر ۰ بازدید ۴۵۷
اشعار زیبای سعدی ( تک بیت )

اشعار زیبای سعدی ( تک بیت )

*ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی،دودم بسر بر آمد زین آتش نهانی ( سعدی) *ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی،جهان و هر چه دراو هست صورتند و تو جانی(سعدی) *عجب در آن ...

نظر ۰ بازدید ۴۹۱
سعدی

سعدی

اگر چه دل به کسی داد، جان ماست هنوزبه جان او که دلم بر سر وفاست هنوز... سعدی

نظر ۰ بازدید ۴۳۱
سعدی

سعدی

دیر آمدى ای نگارسرمست زودت ندهیم دامن ازدست سعدی

نظر ۰ بازدید ۴۳۴
داروگ

داروگ

خشک آمد کشتگاه من در جوار کشت همسایه. گرچه می گویند: "می گریند روی ساحل نزدیک سوگواران در میان سوگواران. " قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران؟ بر بساطی که بساط...

نظر ۰ بازدید ۴۴۴
عید هر کس...

عید هر کس...

عید هر کس آن مهی باشد که او قربان اوست ...(مولانا)

نظر ۰ بازدید ۶۰۳
زهی عشق...

زهی عشق...

زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایاچه نغزست و چه خوبست چه زیباست خدایااز آن آب حیاتست که ما چرخ زنانیمنه از کف و نه از نای نه دف‌هاست خدایایقین گشت که آن شاه در این عرس ...

نظر ۰ بازدید ۳۷۵




۱۲۳




لینک پرومکسثبت لینک در پست های رتبه دار گوگل
medca360Cosmetic surgery in iran

  خدمات کابل کشی شبکه   |   خرید آنتی ویروس   |   ساخت وبلاگ   |   روانشناس ایرانی در لندن   |   میزان بلاگ   |   خرید کتراک   |   Telegram Premium SMM Panel