شراب
بدین افسونگری، وحشی نگاهی، مزن بر چهره رنگ بیگناهی . شرابی تو،شراب زندگی بخش شبی می نوشمت خواهی نخواهی .
اشعار حافظ,اشعار سعدی,اشعار نظامی,اشعار مولوی,شعر غزل,غزلیات
بدین افسونگری، وحشی نگاهی، مزن بر چهره رنگ بیگناهی . شرابی تو،شراب زندگی بخش شبی می نوشمت خواهی نخواهی .
شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی ست که آنچه در سر من نیست بیم رسوایی ست چه غم که خلق به حسن تو عیب می گیرند همیشه زخم زبان خون بهای زیبایی ست اگر خیال تماشاست در سرت بشت...
*ذوقی چنان ندارد بی دوست زندگانی،دودم بسر بر آمد زین آتش نهانی ( سعدی) *ندانمت به حقیقت که در جهان به که مانی،جهان و هر چه دراو هست صورتند و تو جانی(سعدی) *عجب در آن ...
بر آنم گر تو باز آیی که در پایت کنم جانی وزین کمتر نشاید کرد در پای تو قربانی امید از بخت می دارم بقای عمر چندانی کز ابر لطف باز آید به خاک تشنه بارانی میان عاشق و ...
تا جان و دلم باشدمن جان و دلت جویمیا من به کنار افتمیا تو به کنار آیی!
سیه چشمی به کار عشق استاد به من درس محبت یاد می داد مرا از یاد برد آخر ولی من بجز او عالمی را بردم از یاد
زنده بی دوست خفته در وطنی مثل مرده ایست در کفنی عیش را بی تو عیش نتوان گفت چه بود بی وجود روح تنی تا صبا می رود به بستانها چون تو سروی نیافت در چمنی و آفتابی خلاف ام...
سحر با من درآمیزد که برخیز نسیمم گل به سر ریزد که برخیز زرافشان دختر زیبای خورشید سرودی خوش برانگیزد که برخیز سبو ،چشمک زنان،از گوشه اطاق به دامانم درآویزد که برخی...
خشک آمد کشتگاه من در جوار کشت همسایه. گرچه می گویند: "می گریند روی ساحل نزدیک سوگواران در میان سوگواران. " قاصد روزان ابری، داروگ ! کی می رسد باران؟ بر بساطی که بساط...
زهی عشق زهی عشق که ما راست خدایاچه نغزست و چه خوبست چه زیباست خدایااز آن آب حیاتست که ما چرخ زنانیمنه از کف و نه از نای نه دفهاست خدایایقین گشت که آن شاه در این عرس ...
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد ای بوی آشنایی دانستم از کجایی پیغام وصل جانان پیوند روح دارد سودای عشق پختن عقلم نمی پسندد فرمان عق...
تو مپندار کز این در، به ملامت برومدلم این جاست، بدهتا به سلامت برومسعدی
او می رود دامن کشانمن زهرِ تنهایی چشاندیگر مپرس از من نشانکز دل نشانم میرودسعدی
از چهره ی، برافروخته، گل را، مشکن! افروخته، رخ مرو، تو دیگر، به چمن! گل را، تو دگر، مکن خجل، ای مه من! مشکن، به چمن، ای مه من، قدر سخن!
هزار دیده چو پروانه بر جمال تو عاشقغلام مجلس آنم که شمع مجلس اویی...تو را که درد نباشد ز درد ما چه تفاوتتو حال تشنه ندانی که بر کناره جویی...دلی دو دست نگیرد دو مهر دل نپ...
ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌
مشاهده