خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


دل


آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی

آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتی

آن دم که دل کند سوی دلبر اشارتیزان سر رسد به بی‌سر و باسر اشارتیزان رنگ اشارتی که به روز الست بودکآمد به جان مؤمن و کافر اشارتیزیرا که قهر و لطف کز آن بحر دررسیدبر سنگ ...

نظر ۰ بازدید ۳۹۴
ای کبوتر از آشیان کرانه کردی

ای کبوتر از آشیان کرانه کردی

ای کبوتر از آشیان کرانه کردیبی سبب چرا ترک آشیانه کردییادی از رفیقان آشنا نکردیزین مکان که با عاشقان درآن چمیدیاز آن چه دیدیناگهان چرا سوی دیگران پریدیترک یار نالان ...

نظر ۰ بازدید ۱۹۸
آن دَم کآفتابِ او روزی و نور میدهد

آن دَم کآفتابِ او روزی و نور میدهد

چند گریزی ای قَمَر، هر طرفی ز کویِ من؟صیدِ توایم و مُلْکِ تو، گر صَنَمیم و گر شَمَنهر نفَس از کرانهیی، یاد کنی بهانهییهر نفَسی بُرون کَشی از عَدَمی هزار فَنگر چه کثیف...

نظر ۰ بازدید ۵۶۶
دلا خموشی چرا ؟

دلا خموشی چرا ؟

دلا خموشی چرا ؟گریه را به مستی بهانه کردمشکوِه‌ها ز دست زمانه کردمآستین چو از دیده برگرفتمسیل خون به دامان روانه کردمناله دروغین اثر نداردشام ما چو از پی سحر نداردم...

نظر ۰ بازدید ۲۸۷
فلک از گردنم زنجیر بردار

فلک از گردنم زنجیر بردار

سیاهی دو چشمانت مرا کشتدرازی دو زلفانت مرا کشتبه قتلم حاجت تیر و کمان نیستخم ابرو و مژگانت مرا کشتعزیزا کاسهٔ چشمم سرایتمیان هردو چشمم جای پایتاز آن ترسم که غافل پا ن...

نظر ۰ بازدید ۶۰۶
زهی چشم و چراغ دل زهی چشمم به تو روشن

زهی چشم و چراغ دل زهی چشمم به تو روشن

خرامان می روی در دل چراغ افروز جان و تنزهی چشم و چراغ دل زهی چشمم به تو روشنزهی دریای پرگوهر زهی افلاک پراخترزهی صحرای پرعبهر زهی بستان پرسوسنز تو اجسام را چستی ز تو ا...

نظر ۰ بازدید ۴۵۰
صبا! ای پیک مشتاقان! ...

صبا! ای پیک مشتاقان! ...

صبا! ای پیک مشتاقان! قدم آهسته نِه سویشکه رنگم می‌پرد گر می‌تپد گرد از سرِ کویش.نفس تا می‌کشم در ناله ی زنجیر می‌غلتدگرفتارم، نمی‌دانم چه مضمون است گیسویش!....

نظر ۰ بازدید ۴۴۴
حال دل با تو نگويم

حال دل با تو نگويم

حال دل با تو نگويم که نداری غـم دلبا کسی حال توان گفت که حالی داردسعدی

نظر ۰ بازدید ۳۳۰
تو چیزِ دیگری ...

تو چیزِ دیگری ...

گر شاخه ها دارد تریور سرو دارد سروری ور گل کند صد دلبریای جان !تو چیزِ دیگری ...مولونا

نظر ۰ بازدید ۳۷۱
مشت خاک و اینهمه سامان ناز

مشت خاک و اینهمه سامان ناز

محو بودم هر چه دیدم دوش دانستم تویی گر همه مژکان ‌گشود آغوش دانستم تویی حرف غیرت راه می‌زد از هجوم ما و من بر در دل تا نهادم ‌گوش دانستم تویی ...

نظر ۰ بازدید ۵۰۴





  تعمیر پکیج در شیراز   |   ساخت وبلاگ تبلیغاتی   |   عمان۷۷۷   |   جاذبه های گردشگری  


با شروین وبمستر با کمترین هزینه صاحب وبسایت شو با شروین وبمستر با کمترین هزینه صاحب وبسایت شو مشاهده