موضوع : گزیده اشعار سعدی | بازدید : 3 | تگ ها : سعدی,اشعار سعدی
تاريخ : جمعه 5 شهريور 1395 | 16:54 | نویسنده : فاطمه


عجبست اگر توانم که سفر کنم ز دستت
به کجا رود کبوتر که اسیر باز باشد!

سعدی



موضوع : گزیده اشعار سید علی صالحی | بازدید : 2 | تگ ها : گزیده اشعار سید علی صالحی, سید علی صالحی
تاريخ : پنجشنبه 4 شهريور 1395 | 11:27 | نویسنده : فاطمه

سرانجام باورت می کنند

باید که این پرده نشینان ساده بدانند

که جرم باد...ربودن بافه های رویا نبوده است.

گریه نکن ری را...

راهمان دور و دلمان کنار همین گریستن است.



موضوع : گزیده نجوا،دل نوشته | بازدید : 4 | تگ ها : دل نوشته, دل نوشته ها
تاريخ : چهارشنبه 3 شهريور 1395 | 11:08 | نویسنده : فاطمه

شهریور عاشق انار بود ،
اما هیچ وقت حرف دلش را به انار نزد...
آخر انار شاهزاده ی باغ بود
تاج انار کجا و شهریور کجا !
انار اما فهمیده بود
میخواست بگوید او هم عاشق شهریور است ،
اما هر بار تا می رسید فرصت شهریور تمام میشد...
نه شهریور به انار می رسید
و نه انار می توانست شهریور را ببیند ؛
دانه های دلش خون شد و ترک برداشت
سالهاست انار سرخ است ،
سرخ از داغی و تندی عشق...
و
قرن هاست شهریور بوی پائیز می دهد !



موضوع : گزیده اشعار صائب تبریزی | بازدید : 8 | تگ ها : گزیده اشعار صائب تبریزی, صائب تبریزی
تاريخ : دوشنبه 1 شهريور 1395 | 11:09 | نویسنده : فاطمه

این خار غم که در دل بلبل نشسته است
از خون گل خمار خود اول شکسته است
این جذبه ای که از کف مجنون عنان ربود
اول زمام محمل لیلی گسسته است
پای شکسته سنگ ره ما نمی شود
شوق تو مومیایی پای شکسته است
بر حسن زود سیر بهار اعتماد نیست
شبنم به روی گل به امانت نشسته است
از خط یکی هزار شد آن خال عنبرین
دور نشاط نقطه به پرگار بسته است
بر سر گرفته ایم و سبکبار می رویم
کوه غمی که پشت فلک را شکسته است
آسوده از زوال خود آفتاب گل
تا باغبان به سایه گلبن نشسته است
برقی کز اوست سینه ابر بهار چاک
با شوخی تو مرغ و پر و بال بسته است
پیوسته است سلسله موجها به هم
خود را شکسته هر که دل ما شکسته است
تا خویش را به کوچه گوهر رسانده ایم
صد بار رشته نفس ما گسسته است
داغم ز شوخ چشمی شبنم که بارها
از برگ گل به دامن ساقی نشسته است
خون در دل پیاله خورشید می کند
سنگی که شیشه دل ما را شکسته است؟
برهان برفشاندن دامان ناز اوست
گرد یتیممی که به گوهر نشسته است
تا بسته است با سر زلف تو عقد دل
صائب ز خلق رشته الفت گسسته است




موضوع : گزیده اشعار سعدی | بازدید : 8 | تگ ها : سعدی,اشعار سعدی
تاريخ : جمعه 29 مرداد 1395 | 13:38 | نویسنده : فاطمه


تورا من دوست می‌دارم
خلافِ هرچه در عالم

اگر طعنه است در عقلم،
 اگر رخنه است در دینم

سعدی



موضوع : گزیده اشعار جیمز کوربت | بازدید : 15 | تگ ها : گزیده اشعار جیمز کوربت, جیمز کوربت
تاريخ : چهارشنبه 27 مرداد 1395 | 11:22 | نویسنده : فاطمه

یک راند دیگر مبارزه کن
وقتی پاهایت چنان خسته‌اند
که به‌زور راه می‌روی،
یک راند دیگر مبارزه کن،
وقتی بازوهایت چنان خسته‌اند
که قدرت گاردگرفتن نداری،
یک راند دیگر مبارزه کن،
وقتی که خون از دماغت جاری است و چشمانت سیاهی می‌رود
و چنان خسته‌ای که  آرزوی می کنی حریف با مشتی محکم به دهانت کار را تمام می‌کند،
یک راند دیگر مبارزه کن.
و به‌یاد داشته باش!
فردی که یک راند دیگر مبارزه می‌کند
هرگز شکست نمی‌خورد.

جیمز کوربت



موضوع : گزیده اشعار احمد رضا احمدی | بازدید : 15 | تگ ها : گزیده اشعار احمدرضا احمدی, احمدرضا احمدی
تاريخ : سه شنبه 26 مرداد 1395 | 10:27 | نویسنده : فاطمه

من هنوز می توانم به قلبم که فرسوده است
فرمان بدهم که تو را دوست داشته باشد
به قلبم فرمان می دهم
میوه های زمستانی را برای تابستان ذخیره کند
تا تو در تابستان از راه برسی
سبدهای میوه را که وصیت نامه ى من است
از زمین بی برکت و فرسوده برداری،
از قلب بیمارم
می خواهم تا آمدن تو بتپد.



موضوع : گزیده اشعار محمد علی بهمنی | بازدید : 14 | تگ ها : گزیده اشعار محمد علی بهمنی, محمد علی بهمنی
تاريخ : سه شنبه 26 مرداد 1395 | 10:24 | نویسنده : فاطمه

پر میکشم از پنجره ی خواب تو تا تو

هر شب من و دیدار،در این پنجره با تو

از خستگی روز همین خواب پر از راز

کافیست مرا،ای همه خواسته ها تو

دیشب من و تو بسته ی این خاک نبودیم

من یکسره آتش،همه ذرات هوا تو

پژواک خودم بودم و خود را نشنیدم

ای هرچه صدا،هرچه صدا،هرچه صدا-تو

آزادگی و شیفتگی مرز ندارد

حتی شده ای از خودت آزاد و رها تو

یا مرگ و یا شعبده بازان سیاست؟

دیگر نه و هرگز نه،که یا مرگ که یا تو

وقتی همه جا از غزل من سخنی هست

یعنی همه جا-تو،همه جا-تو،همه جا-تو

پاسخ بده ازاین همه مخلوق چرا من؟

تا شرح دهم،از همه ی خلق چرا تو؟



موضوع : گزیده اشعار سعدی | بازدید : 13 | تگ ها : گزیده اشعار سعدی, اشعار سعدی
تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 11:13 | نویسنده : فاطمه

امشب سبکتر می‌زنند این طبل بی‌هنگام را

یا وقت بیداری غلط بودست مرغ بام را

یک لحظه بود این یا شبی کز عمر ما تاراج شد

ما همچنان لب بر لبی نابرگرفته کام را

هم تازه رویم هم خجل هم شادمان هم تنگ دل

کز عهده بیرون آمدن نتوانم این انعام را

گر پای بر فرقم نهی تشریف قربت می‌دهی

جز سر نمی‌دانم نهادن عذر این اقدام را

چون بخت نیک انجام را با ما به کلی صلح شد

بگذار تا جان می‌دهد بدگوی بدفرجام را

سعدی علم شد در جهان صوفی و عامی گو بدان

ما بت پرستی می‌کنیم آن گه چنین اصنام را



موضوع : گزیده اشعار علیرضا آذر | بازدید : 13 | تگ ها : گزیده اشعار علیرضا آذر, اشعار علیرضا آذر
تاريخ : دوشنبه 25 مرداد 1395 | 11:10 | نویسنده : فاطمه

از همه ی کودکی ام درد ماند

نیم وجب بچه ولگرد ماند

حال مرا از من بیمار پرس

از شب و خاکستر سیگار پرس

از سر شب تا به سحر سوختن

حادثه را از دو سه سر سوختن

خانه خرابی من از دست توست

آخر هر راه به بن بست توست



صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 ... 49 صفحه بعد

پیچک