درباره

گزیده اشعار / اشعار عارفانه / اشعار عاشقانه


(( وبلاگ اشعار ))
پنجره ای به سوی برگزیده ها

دسته بندي ها

جستجو

امکانات


عضویت در گروه تلگرامی شعر و ادب پریشان

https://telegram.me/joinchat/B8q8vzwnYB4mW6fmdsLong

-----------------------------


یا رب به خدایی خداییت 
وآنگه به کمال پادشاهیت
کز عشق به غایتی رسانم
کو ماند اگر چه من نمانم
از چشمه عشق ده مرا نور
وین سرمه ز چشم من مکن دور
گر چه ز شراب عشق مستم 
عاشق تر ازین کنم که هستم
گویند که خود  ز عشق وا کن
لیلی طلبی ، ز دل رها کنَ
یا رب تو مرا به روی لیلی
هر لحطه بده زیاده میلی
از عمر من آنچه هست بر جای
بستان و به عمر لیلی افزای

برچسب‌ها:
نوشته شده در شنبه 19 فروردين 1391 ساعت 18:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار نظامی | 470 بازدید
  • []

  • نه تو می مانی و نه اندوه

    و نه هیچیک از مردم این آبادی...

    به حباب نگران لب یک رود قسم

    و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت

    غصه هم می گذرد

    آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند

    لحظه ها عریانند

    به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 19 فروردين 1391 ساعت 18:39 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار سهراب سپهری | 405 بازدید
  • []

  • اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خداهست

    او جانشین همه ی نداشتن هاست

    نفرین و آفرین ها بی ثمر است

    اگر تمامی خلق گرگهای هار شوند و از آسمان هول و کینه بر سرم ببارد،تو مهربان جاودان آسیب ناپذیر من هستی

     

    ای پناهگاه ابدی!تو می توانی جانشین همه ی بی پناهی ها شوی.

     


    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 19 فروردين 1391 ساعت 11:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | 377 بازدید
  • []

  • بدان که سحر دنیا آن است که خویشتن را به تو نماید چنان که تو پنداری که وی خود ساکن است وبا تو قرار گرفته در حالی که وی از تو بردوام گریزان است ولیکن به تدریج و ذره ذره حرکت می کند.ومثل وی چون سایه ای است که در وی نگری:ساکن نماید٬و وی بر دوام همی رود.و معلوم است که عمر تو چنین است:بر دوام می رود٬وبه تدریج هر لحظه کمتر می شود . و آن دنیاست که از تو می گریزد و ترا وداع می کند٬و تو از آن بی خبر!

    و در جای دیگر می نویسد:

    و حضرت عیسی می گوید:مثل جوینده ی دنیا چون مثل خورنده ی دنیاست:هرچند بیش خورد تشنه تر می شود٬و می خورد تا هلاک شود و هر گز تشنگی برطرف نشود.

    و رسول اکرم می گوید:همچنان که روا مباشد کسی در آب رود و تر نگردد٬روا مباشد که کسی در کار دنیا وارد شود و آلوده نگردد.


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در شنبه 19 فروردين 1391 ساعت 18:38 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده مطالب کیمیای سعادت | 436 بازدید
  • []

  • آن يكى عاشق به پيش يار خود               مى‏شمرد از خدمت و از كار خود

     

             كز براى تو چنين كردم چنان                    تيرها خوردم درين رزم و سنان‏

             مال رفت و زور رفت و نام رفت                 بر من از عشقت بسى ناكام رفت‏

             هيچ صبحم خفته يا خندان نيافت             هيچ شامم با سر و سامان نيافت‏

             آن چه او نوشيده بود از تلخ و درد             او به تفصيلش يكايك مى‏شمرد

             نه از براى منتى بل مى‏نمود                   بر درستى محبت صد شهود

             عاقلان را يك اشارت بس بود                   عاشقان را تشنگى ز آن كى رود

             صد سخن مى‏گفت ز آن درد كهن            در شكايت كه نگفتم يك سخن‏

             گفت معشوق اين همه كردى و ليك         گوش بگشا پهن و اندر ياب نيك‏

             كآنچه اصل اصل عشق است و ولاست     آن نكردى اين چه كردى فرعهاست‏

             گفتش آن عاشق بگو كآن اصل چيست     گفت اصلش مردن است و نيستى است‏

             اين همه كردى نمردى، زنده‏اى                هين بمير ار يار جان‌بازنده‏اى‏

             هم در آن دم شد دراز و جان بداد             همچو گل درباخت سر خندان و شاد

     

    مولوی

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 27 فروردين 1391 ساعت 16:09 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 379 بازدید
  • []

  • هيچ كس را تا نگردد او فنا                        نيست ره در بارگاه كبريا

     

             چيست معراج فلك اين نيستى                عاشقان را مذهب و دين نيستى‏

             چون شنيدى شرح بحر نيستى                كوش دايم تا بر اين بحر ايستى‏

             چون كه اصل كارگاه آن نيستى است        كه خلا و بى‏نشان است و تهى است‏

             جمله استادان پى اظهار كار                      نيستى جويند و جاى انكسار

             لاجرم استاد استادان صمد                      كارگاهش نيستى و لا بود

             هر كجا اين نيستى افزون‌تر است             كار حق و كارگاهش آن سر است‏

             نيستى چون هست بالايين طبق             بر همه بردند درويشان سبق‏

             چون اميدت لاست زو پرهيز چيست          با انيس طمع خود استيز چيست؟‏

             چون انيس طمع تو آن نيستى است         از فنا و نيست اين پرهيز چيست‏؟

             ز آن كه دارى جمله دل بر مي‌بكن            شست دل در بحر لا بر مي‌فكن‏

             پس گريز از چيست زين بحر مراد؟            كه به شستت صد هزاران صيد داد

             از چه نام برگ را كردى تو مرگ                جادويى بين كه نمودت مرگ برگ‏

             آن چه گفتم از غلطهات اى عزيز              هم بر اين بشنو دم عطار نيز


     

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 27 فروردين 1391 ساعت 16:09 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 506 بازدید
  • []

  •  

    روزها فکر من این است و همه شب سخنم

    که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

    از کجا آمده ام آمدنم بهر چه بود

    به کجا میروم آخر ننمایی وطنم

    مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا

    یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم

    آنچه از عالم عِلوی است من آن می گویم

    رخت خود باز بر آنم که همانجا فکنم

    مرغ باغ ملکوتم نِیم از عالم خاک

    چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

    کیست آن گوش که او می شنود آوازم

    یا کدام است سخن می کند اندر دهنم

    کیست در دیده که از دیده برون می نگرد

    یا چه جان است نگویی که منش پیرهنم

    تا به تحقیق مرا منزل و ره ننمایی

    یک دم آرام نگیرم نفسی دم نزنم

    می وصلم بچشان تا در زندان ابد

    به یکی عربده مستانه به هم درشکنم

    من به خود نامدم اینجا که به خود باز روم

    آنکه آورد مرا باز برد تا وطنم

    تو مپندار که من شعر به خود می گویم

    تا که هشیارم و بیدار یکی دم نزنم

    مولانا


     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 27 فروردين 1391 ساعت 16:09 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 396 بازدید
  • []

  • نیست از عاشق کسی دیوانهتر
    عقل از سودای او کورست و کر
    زآنک این دیوانگی عام نیست
    طب را ارشاد این احکام نیست
    گر طبیبی را رسد زین گون جنون
    دفتر طب را فرو شوید به خون
    طب جمله‌ی عقلها منقوش اوست
    روی جمله دلبران روپوش اوست
    روی در روی خود آر ای عشق‌کیش
    نیست ای مفتون ترا جز خویش خویش

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 27 فروردين 1391 ساعت 16:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 779 بازدید
  • []

  • عشق زنده در روان و در بصر
    هر دمی باشد ز غنچه تازه‌تر
    عشق آن زنده گزین کو باقیست
    کز شراب جان‌فزایت ساقیست
    عشق آن بگزین که جمله انبیا
    یافتند از عشق او کار و کیا
    تو مگو ما را بدان شه بار نیست
    با کریمان کارها دشوار نیست

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 27 فروردين 1391 ساعت 16:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 219 بازدید
  • []

  • عاشقی پیداست از زاری دل
    نیست بیماری چو بیماری دل
    علت عاشق ز علتها جداست
    عشق اصطرلاب اسرار خداست
    عاشقی گر زین سر و گر زان سرست
    عاقبت ما را بدان سر رهبرست
    هرچه گویم عشق را شرح و بیان
    چون به عشق آیم خجل باشم از آن
    گرچه تفسیر زبان روشنگرست
    لیک عشق بی‌زبان روشنترست
    چون قلم اندر نوشتن می‌شتافت
    چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
    عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
    شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
    آفتاب آمد دلیل آفتاب
    گر دلیلت باید از وی رو متاب

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 27 فروردين 1391 ساعت 16:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 273 بازدید
  • []

  • حکایت آن شخص که از ترس خویشتن را در خانه‌ای انداخت رخها زرد چون زعفران لبها کبود چون نیل دست لرزان چون برگ درخت ،صاحب خانه پرسید که خیرست چه اتفاق افتاده است؟ گفت بیرون خر می‌گیرند به سخره ،گفت مبارک خر می‌گیرند تو خر نیستی چه می‌ترسی گفت خر به جد می‌گیرند تمییز برخاسته است امروز ترسم که مرا خر گیرند

    بقیه در ادامه مطلب

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 27 فروردين 1391 ساعت 16:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 411 بازدید
  • [ادامه مطلب] []

  • معشوقی از عاشق پرسید که خود را دوست‌تر داری یا مرا گفت من از خود مرده‌ام و به تو زنده‌ام از خود و از صفات خود نیست شده‌ام و به تو هست شده‌ام علم خود را فراموش کرده‌ام و از علم تو عالم شده‌ام قدرت خود را از یاد داده‌ام و از قدرت تو قادر شده‌ام اگر خود را دوست دارم ترا دوست داشته باشم و اگر ترا دوست دارم خود را دوست داشته باشم

     

    گفت معشوقی به عاشق ز امتحان

     

    در صبوحی کای فلان ابن الفلان

    مر مرا تو دوست‌تر داری عجب

     

    یا که خود را راست گو یا ذا الکرب

    گفت من در تو چنان فانی شدم

     

    که پرم از تتو ز ساران تا قدم

    بر من از هستی من جز نام نیست

     

    در وجودم جز تو ای خوش‌کام نیست

    زان سبب فانی شدم من این چنین

     

    هم‌چو سرکه در تو بحر انگبین

    هم‌چو سنگی کو شود کل لعل ناب

     

    پر شود او از صفات آفتاب

    وصف آن سنگی نماند اندرو

     

    پر شود از وصف خور او پشت و رو

    بعد از آن گر دوست دارد خویش را

     

    دوستی خور بود آن ای فتا

    ور که خود را دوست دارد ای بجان

     

    دوستی خویش باشد بی‌گمان

    خواه خود را دوست دارد لعل ناب

     

    خواه تا او دوست دارد آفتاب

    اندرین دو دوستی خود فرق نیست

     

    هر دو جانب جز ضیای شرق نیست

    تا نشد او لعل خود را دشمنست

     

    زانک یک من نیست آنجا دو منست

    زانک ظلمانیست سنگ و روزکور

     

    هست ظلمانی حقیقت ضد نور

    خویشتن را دوست دارد کافرست

     

    زانک او مناع شمس اکبرست

    پس نشاید که بگوید سنگ انا

     

    او همه تاریکیست و در فنا

    گفت فرعونی انا الحق گشت پست

     

    گفت منصوری اناالحق و برست

    آن انا را لعنة الله در عقب

     

    وین انا را رحمةالله ای محب

    زانک او سنگ سیه بد این عقیق

     

    آن عدوی نور بود و این عشیق

    این انا هو بود در سر ای فضول

     

    ز اتحاد نور نه از رای حلول

    جهد کن تا سنگیت کمتر شود

     

    تا به لعلی سنگ تو انور شود

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 27 فروردين 1391 ساعت 16:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 415 بازدید
  • []

  • گفت دانایی برای داستان

     

    که درختی هست در هندوستان

    هر کسی کز میوه‌ی او خورد و برد

     

    نی شود او پیر نی هرگز بمرد

    پادشاهی این شنید از صادقی

     

    بر درخت و میوه‌اش شد عاشقی

    قاصدی دانا ز دیوان ادب

     

    سوی هندوستان روان کرد از طلب

    سالها می‌گشت آن قاصد ازو

     

    گرد هندوستان برای جست و جو

    شهر شهر از بهر این مطلوب گشت

     

    نی جزیره ماند و نی کوه و نی دشت

    هر که را پرسید کردش ریش‌خند

     

    کین کی جوید جز مگر مجنون بند

    بس کسان صفعش زدند اندر مزاح

     

    بس کسان گفتند ای صاحب‌فلاح

    جست و جوی چون تو زیرک سینه‌صاف

     

    کی تهی باشد کجا باشد گزاف

    وین مراعاتش یکی صفع دگر

     

    وین ز صفع آشکارا سخت‌تر

    می‌ستودندش بتسخر کای بزرگ

     

    در فلان اقلیم بس هول و سترگ

    در فلان بیشه درختی هست سبز

     

    بس بلند و پهن و هر شاخیش گبز

    قاصد شه بسته در جستن کمر

     

    می‌شنید از هر کسی نوعی خبر

    بس سیاحت کرد آنجا سالها

     

    می‌فرستادش شهنشه مالها

    چون بسی دید اندر آن غربت تعب

     

    عاجز آمد آخر الامر از طلب

    هیچ از مقصود اثر پیدا نشد

     

    زان غرض غیر خبر پیدا نشد

    رشته‌ی اومید او بگسسته شد

     

    جسته‌ی او عاقبت ناجسته شد

    کرد عزم بازگشتن سوی شاه

     

    اشک می‌بارید و می‌برید راه

     

    بقیه در ادامه مطلب

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 27 فروردين 1391 ساعت 16:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 483 بازدید
  • [ادامه مطلب] []


  • باز آمدم باز آمدم .. از پیش آن یار آمدم ..


    در من نگر ..در من نگر .. بهر تو غمخوار آمدم ..


    شاد آمدم شاد آمدم .. از جمله آزاد آمدم ..


    چندین هزار سال شد تا من به گفتار آمدم ..


    آنجا روم آنجا روم .. بالا بُدم بالا روم ..


    بازم رهان ..بازم رهان .. کین جا به زنهار آمدم ..


    من مرغ لاهوتی بُدم .دیدی که ناسوتی شدم ..


    دامش ندیدم ناگهان . در وی گرفتار آمدم ..


    من نور پاکم ای پسر . نه مشت خاکم مختصر ..


    آخر صدف هم نیستم .. من دُرّ شهوار آمدم ..


    ما را به چشم سر مبین .. ما را به چشم سِر ببین ..

     


    آنجا بیا ما را ببین ..کین جا سبکبار آمدم


     

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در يکشنبه 27 فروردين 1391 ساعت 16:08 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار مولوی | 203 بازدید
  • []

  • بگذار ، كه بر شاخه اين صبح دلاويز
    بنشينم و از عشق سرودي بسرايم .
    آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبكبال ،
    پر گيرم ازين بام و به سوي تو بيايم

    خورشيد از آن دور ، از آن قله پر برق
    آغوش كند باز ، همه مهر ، همه ناز
    سيمرغ طلايي پرو بالي ست كه – چون من –
    از لانه برون آمده ، دارد سر پرواز

    پرواز به آنجا كه نشاط است و اميدست
    پرواز به آنجا كه سرود است و سرورست .
    آنجا كه ، سراپاي تو ، در روشني صبح
    روياي شرابي ست كه در جام بلور است .

    آنجا كه سحر ، گونه گلگون تو در خواب
    از بوسه خورشيد ، چو برگ گل ناز است ،
    آنجا كه من از روزن هر اختر شبگرد ،
    چشمم به تماشا و تمناي تو باز است !

    من نيز چو خورشيد ، دلم زنده به عشق است .
    راه دل خود را ، نتوانم كه نپويم
    هر صبح ، در آيينه جادويي خورشيد
    چون مي نگرم ، او همه من ، من همه اويم !

    او ، روشني و گرمي بازار وجود است .
    در سينه من نيز ، دلي گرم تر از اوست .
    او يك سرآسوده به بالين ننهادست
    من نيز به سر مي دوم اندر طلب دوست .

    ما هردو ، در اين صبح طربناك بهاري
    از خلوت و خاموشي شب ، پا به فراريم
    ما هر دو ، در آغوش پر از مهر طبيعت
    با ديده جان ، محو تماشاي بهاريم .

    ما ، آتش افتاده به نيزار ملاليم ،
    ما عاشق نوريم و سروريم و صفاييم ،
    بگذار كه – سرمست و غزل خوان – من و خورشيد :
    بالي بگشاييم و به سوي تو بياييم .

     

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در دوشنبه 21 فروردين 1391 ساعت 11:58 توسط : اشعار فاطمه | دسته : گزیده اشعار عارفانه | 390 بازدید
  • []

  • ساخت وبلاگ رایگان در سیستم وبلاگ دهی بلاگسازان با قابلیت بهینه سازی هر وبلاگ در گوگل

    blogsazan.com

    پس از ثبت وبلاگ در سرویس فوق با خدماتی که سرویس دهنده بلاگسازان به وبلاگ شما ارائه میدهد میتوانید براحتی وبلاگ خود را در گوگل ارتقاء دهید ، برخی از این خدمات شامل موارد زیر می باشد که گزینه  مورد نطر ما جهت ارتقاء وبلاگ،همان مورد آخر یعنی ارسال مقالات بهینه سازی وبلاگ و راهنمای جهش وبلاگ کاربران بلاگسازان در موتور جستجوی گوگل می باشد

      وبلاگ نویسی پیامکی
      گالری اختصاصی عکس
      نظرسنجی چند گزینه ای
      قرارگیری هر وبلاگ در دایرکتوری ثبت لینک
      امکان پشتیبان گیری از وبلاگ
      خبرنامه وبلاگ
      مدیریت جعبه پیام
      ثبت وبلاگ در جستجوگر ها
      ارسال مطالب به آینده
      چینش دلخواه پیوندهای روزانه
      شمارش تعداد کلیک های پیوندهای روزانه
      ارسال مقالات بهینه سازی وبلاگ

    برخی از عناوین مقالات بهینه سازی سایت در گوگل شامل مقالات زیر میباشد که در وبلاگ مقالات آموزشی قابل مشاهده است :

    • تشخیص قدرت دامنه (سایت- وبلاگ)
    • الگوریتم جدید پنگوئن ۴ گوگل
    • 12 کلید طلائی سئو در افزایش سرچ وبلاگ از گوگل
    • رتبه بندی صفحات وب در موتورهای جستجوگر
    • مجموعه مقالات وبلاگ نویسی
    • آموزش سئو و افزایش بازدید وبلاگ !
    • بلاگنامه !
    • نام سایت یا وبلاگ خود را چگونه انتخاب کنم؟
    • بهترین منبع مقالات فارسی کجاست؟
    • درباره جستجو گر قدرتمند گوگل
    • ثبت دستی وبلاگ در گوگل

    ساخت وبلاگ رایگان در سیستم بلاگ دهی بلاگ سازان با قابلیت بهینه سازی هر وبلاگ در گوگل

    وبلاگ بسازید و با استفاده از مقالات بهینه سازی وبلاگ ،وبلاگ خود رادر گوگل ارتقاء دهید

    • ایجاد وبلاگ رایگان در گوگل
    • ساخت وبلاگ در گوگل
    • ایجاد و ساخت وبلاگ رایگان در گوگل
    • ساخت وبلاگ با امکانات سئو در گوگل

      
     

    برچسب‌ها: ,
    نوشته شده در پنجشنبه 3 اسفند 1396 ساعت 20:51 توسط : اشعار فاطمه | دسته : | بازدید


  • سفارش تبليغات
    پاپ آپ استند نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | منزل مبله شیراز | دیاگ | فلزیاب تصویری | تور کربلا | گیت کنترل تردد | سئو سایت | پاپ آپ نمایشگاهی | تور نجف | آگهی استخدام | طلایاب | دستگاه فلزیاب | تور اربعین | منزل مبله شیراز | لباس هندی | محمد دبیری | فلزیاب | ثبت شرکت | منزل مبله شیراز | دکوراسیون داخلی اصفهان | گروه تلگرام وکلا | تور کویر | آزمایشگاه فرزانگان شیراز
    X
    تبليغات