خانه تگ‌ها آرشیو پیوندها بیوگرافی


اشعار


بگردانَد مرا آن‌کس که گردون را بگردانَد

بگردانَد مرا آن‌کس که گردون را بگردانَد

اگر چرخِ وجودِ من از این گردش فرو‌مانَدبگردانَد مرا آن‌کس که گردون را بگردانَداگر این لشکرِ ما را ز چشمِ بَد شکست اُفتَدبه امرِ شاه لشکرها از آن بالا فرو‌آیداگر با...

نظر ۰ بازدید ۱۲۱
کشتی چو به دریای روان میگذرد

کشتی چو به دریای روان میگذرد

کشتی چو به دریای روان میگذردمی‌پندارد که نیستان میگذردما میگذریم ز این جهان در همه حالمی‌پندارم کاین جهان میگذرد مولوی-دیوان شمس

نظر ۰ بازدید ۱۲۰
آنچه می‌جویی تویی و آنچه می‌خواهی تویی

آنچه می‌جویی تویی و آنچه می‌خواهی تویی

عشق را اندر دو عالم هیچ پذرفتار نیستچون گذشتی از دو عالم هیچکس را بار نیستهر دو عالم چیست رو نعلین بیرون کن ز پایتا رسی آنجا که آنجا نام و نور و نار نیستچون رسی آنجا نه ...

نظر ۰ بازدید ۳۳۵
من به تصدیق نظر محو تماشای توام

من به تصدیق نظر محو تماشای توام

من خراب نگه نرگس شهلای توامبی خود از بادهٔ جام و می مینای توامتو به تحریک فلک فتنهٔ دوران منیمن به تصدیق نظر محو تماشای تواممی‌توان یافتن از بی سر و سامانی منکه سراسی...

نظر ۰ بازدید ۱۷۲
بوی بهار

بوی بهار

بوی بهارنسیم خاک کوی تو ، بوی بهار می دهدشکوفه زار روی تو ، بوی بهار می دهدچو دسته های سنبله ، کنار هم فتاده ایبه روی شانه ، موی تو ، بوی بهار می دهدچو برگ یاس نو رسی ، ک...

نظر ۰ بازدید ۸۵
من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف میزنم

من عاشق روی توام، کاین گونه بر دف میزنم

دف می زنممن عاشق روی توام، کاین گونه بر دف میزنم می سوزم و برهر تسلای جگر دف میزنم در بند گیسوی توام، زنجیری موی توام چون بر نمی آید دگر کاری زمن، دف میزنمامشب منم مهما...

نظر ۰ بازدید ۱۰۴
تشنۀ وصلِ تواَم ...

تشنۀ وصلِ تواَم ...

کعبۀ جان‌ها تویی، گِردِ تو آرَم طَوافجغد نِیَم، بر خراب هیچ ندارم طوافپیشه ندارم جُزین، کار ندارم جُزینچون فلکم، روز و شب پیشه و کارم طوافبهتر ازین یار کیست؟ خوش‌ت...

نظر ۰ بازدید ۸۲۶
گر نور خود نبودی، ذرّات کی نمودی؟

گر نور خود نبودی، ذرّات کی نمودی؟

دل را ز من بپوشی، یعنی که من ندانمخط را کُنی مسلسل، یعنی که من نخوانمبر تختۀ خیالت آن را نه من نِبِشتم؟چون سرِّ دل ندانم کاندر میانِ جانم؟از آفتاب بیشَم، ذرّاتِ روح پ...

نظر ۰ بازدید ۶۳
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادستدل سودازده از غصه دو نیم افتادستچشم جادوی تو خود عین سواد سحر استلیکن این هست که این نسخه سقیم افتادستدر خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست...

نظر ۰ بازدید ۷۹
مانده تا برفِ زمین آب شود

مانده تا برفِ زمین آب شود

مانده تا برفِ زمین آب شودمانده تا بسته شود این همه نیلوفرِ وارونه ی چترناتمام است درختزیرِ برف استتمنای شنا کردنِ کاغذ در بادو فروغِ ترِ چشمِ حشرات و طلوعِ سرِ غوکاز ...

نظر ۰ بازدید ۷۷
این دَم که نشَسته‌ایم با هم ...

این دَم که نشَسته‌ایم با هم ...

ما صحبتِ همدگر گُزینیمبر دامنِ همدگر نِشینیمیاران، همه پیش‌تر نِشینیدتا چهرۀ همدگر ببینیمما را ز درون موافقت‌هاستتا ظَن نَبَری که ما همینیماین دَم که نشَسته‌ایم ...

نظر ۰ بازدید ۹۶
اول به هزار لطف بنواخت مرا

اول به هزار لطف بنواخت مرا

از بادهٔ لعل ناب شد گوهر ماآمد به فغان ز دست ما ساغر مااز بسکه همی خوریم می بر سر میما در سر می شدیم و می در سر مااز حال ندیده تیره ایامان رااز دور ندیده دوزخ آشامان راد...

نظر ۰ بازدید ۱۰۶
 آشفته حالی

آشفته حالی

آشفته حالیاین همه آشفته حالی، این همه نازک خیالیای بدوش افکنده گیسو، از تو دارم ، از تو دارماین غرور عشق و مستی، خنده برغوغای هستیای سیه چشم سیه مو، ...

نظر ۰ بازدید ۱۳۳
جانِ من

جانِ من

جانِ منجان من می‌رقصد از شادی، مگر یار آمده‌ست می‌جهد چشمم همانا وقت دیدار آمده‌ست جان بیمارم به استقبال آمد، تا به لب قوتی از نو مگر، در جان بیمار آمده‌ست می‌رود...

نظر ۰ بازدید ۲۰۱
بهترین اشعار عاشقانه حافظ شیرازی

بهترین اشعار عاشقانه حافظ شیرازی

شبی مجنون به لیلی گفت : کای محبوب بی همتاترا عاشق شود پیدا ، ولی مجنون نخواهد شد---الا ای آهوی وحشی کجاییمرا با توست چندین آشناییدو تنها و دو سرگردان دو بیکسدد و دامت کم...

نظر ۰ بازدید ۱۰۰
آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی

آخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتی

ای تو ملول از کار من من تشنه تر هر ساعتیآخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتیبر تو زیانی کی شود از تو عدم گر شیء شودمعدوم یابد خلعتی گیرد ز هستی رایتییا مستحق مرحمت یابد...

نظر ۰ بازدید ۱۵۲
هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

هله هشدار که با بی‌خبران نستیزی

هله هشدار که با بی‌خبران نستیزیپیش مستان چنان رطل گران نستیزیگر نخواهی که کمان وار ابد کژ مانیچون کشندت سوی خود همچو کمان نستیزیگر نخواهی که تو را گرگ هوا بردردچون ت...

نظر ۰ بازدید ۱۳۰
چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

چون خزان بر شاخ و برگ دل مزن

وصل را هجران مکنای خدا این وصل را هجران مکنسرخوشان عشق را نالان مکنباغ جان را تازه و سرسبز دارقصد این مستان و این بستان مکنچون خزان بر شاخ و برگ دل مزنخلق را مسکین و سر...

نظر ۰ بازدید ۱۳۳
حکایت

حکایت

کبکی به دهن گرفت موریمی‌کرد بر آن ضعیف زوریزد قهقهه مور بیکرانیکی کبک تو این چنین ندانیشد کبک دری ز قهقهه سستکاین پیشه من نه پیشه تستچون قهقهه کرد کبک حالیمنقار زمور...

نظر ۰ بازدید ۱۳۰
بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

بیا بیا که شدم در غم تو سودایی

بیا بیا که شدم در غم تو سوداییدرآ درآ که به جان آمدم ز تنهاییعجب عجب که برون آمدی به پرسش منببین ببین که چه بی‌طاقتم ز شیداییبده بده که چه آورده‌ای به تحفه مرابنه بنه ...

نظر ۰ بازدید ۱۵۶
قاصدی که زندگی را خبر میدهد

قاصدی که زندگی را خبر میدهد

تنِ تو آهنگی استو تنِ من کلمه ای که در آن مینشیندتا نغمه ای در وجود آید،سرودی که تداوم را میتپددر نگاهت همه ی مهربانیهاست،قاصدی که زندگی را خبر میدهدو در سکوتت همه ی ص...

نظر ۰ بازدید ۱۲۲
ای کبوتر از آشیان کرانه کردی

ای کبوتر از آشیان کرانه کردی

ای کبوتر از آشیان کرانه کردیبی سبب چرا ترک آشیانه کردییادی از رفیقان آشنا نکردیزین مکان که با عاشقان درآن چمیدیاز آن چه دیدیناگهان چرا سوی دیگران پریدیترک یار نالان ...

نظر ۰ بازدید ۱۸۸




۱۲۳۴۵
 ... 
۲۰



  جاذبه های گردشگری   |   اجاره ویلا   |   عمان۷۷۷   |   تعمیر پکیج در شیراز   |   ساخت وبلاگ تبلیغاتی  


رپورتاژ آگهی دائمی در بلاگسازان با 3 لینک فالو رپورتاژ آگهی دائمی در بلاگسازان با 3 لینک فالو مشاهده